شعر و غم
گفتم تو شيرين مني
گفتي تو فرهادي مگر؟
گفتم خرابت ميشوم
گفتي تو آبادي مگر؟
گفتم ندادي دل به من
گفتي تو جان دادي مگر؟
گفتم ز كويت ميروم
گفتي تو آزادي مگر؟
گفتم فراموشم نكن
گفتي تو در يادي مگر؟
گفتم خاموشم سال
ها
گفتي تو فريادي مگر؟
گفتم كه بربادم مده
گفتي نبر بادي مگر؟
گفتم كه اين آف رو بخون
گفتي كه الافم مگر؟!!
قصه از
کجا شروع شد
از چت و ميل
شبونه از پي ام دادن تو روم و يه سلامه عاشقونه آن شدم به
مهربوني که بگم با تو مي چتم تا بگم بمون
يآن لين از فرند ليست
قشنگم بازآف هاي عاشقونه ايميل هاي بي نشونه اين ياهو کاشکي
همين جوري بمونه عشقه تو براي قلبم اولين و آخرينه تويي تنها هم
زبونم که هميشه نازنينه اگه آن لينه اگه آف لينه تو بموني،يا
نموني تو واسم هنوز هموني که برام عزيز تريني تو واسم هنوز هموني
که برام عزيزتريني
تو مال من
زندگي مال تو مرگ مال من
راحتي مال تو گرفتاري مال من شادي مال تو غم مال من،
همه
چيز مال تو
ولي تو مال من
دل
دوباره
دل هواي با تو بودن کرده
نگو اين دل دوري عشقت و باور کرده
دل من خسته از اين دست به دعاها بردن
همه ي آرزوهام بارفتن تو مردن
حالا من يه آرزو دارم تو سينه که دوباره چشم من تو رو
ببينه
واسه پيدا کردنت تن به دل صحرا مي دم
آخه تو رنگ چشات هيبت دنيا رو ديدم
توي هفت آسمون تو تک ستاره ي مني
به خدا ناز
دو چشمات و
به
دنيا نمي دم
حالا من يه آرزو
دارم